تبلیغات
تیم مطالعاتی پژوهشی فرزندان چمران - نشر نی

نشر نی



جمعیتی که می‌خواست این بازدید را پوشش بدهد، همه سرحال بودند و مشغول گفت‌و‌گو و شوخی. ظاهرا آقا قرار بود از غرفه‌ی نشر نی از انتهای شبستان وارد شوند و تا غرفه‌ی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی بیایند و بعد وارد راهروی ۱۸ شوند. اینطوری نشرهای مهم بیشتری را می‌دیدند.

غرفه‌دارها هم منتظر بودند، هم مشغول مرتب کردن و جابجایی کتاب‌ها. وسواس زیادی داشتند که کدام کتاب را بگذارند جلوی دید. برخی‌شان هم سعی می‌کردند از داخلِ راهروی شمالی نمایشگاه سرک بکشند تا آمدنِ آقا را از دست ندهند.

من راه افتادم به سمت در غربی مصلّا که متصل است به راهروی اصلی و محل عبور آقا. اوّلین غرفه، غرفه‌ی نشر نی است. مدیر نشر عاقله مردی است. هیجان دارد و واژه‌هایش دست خودش نیست. پرسیدم: «آخرین باری که آقا از غرفه‌تان بازدید کردند کی بود؟» گفت: «پارسال.» تذکر دادم آقا اساسا پارسال نمایشگاه نیامده‌اند. تأیید کرد و تصحیح کرد: «فکر کنم سالِ پیش از آن بود.»

آقا وارد نشر نی شدند. مدیر آن با احترام شروع کرد به توضیح دادن. آقا کنار قفسه‌های کتاب ایستاده بودند و کتاب‌ها را نگاه می‌کردند. مدیر نی کتابی را نشان داد و گفت: این کتاب یادداشت‌های فؤاد روحانی است. آقا گفتند: همان روحانی که از نفتی‌های قدیمی بود؟ او کتاب‌های دیگری هم درباره‌ی موضوع نفت دارد. مدیر توضیح می‌داد و آقا کتاب‌ها را می‌دیدند. فرهنگ جدید مداخل موضوعی پست‌مدرنیسم تألیف آقای رشیدیان یکی از آنها بود. آقا وقتی به آخر غرفه رسیدند گفتند: کارکردتان خوب است. این کتاب‌ها همه برای دو سه سال اخیر است؟ و مدیر تأیید کرد.
آقا پرسیدند: فروشتان چطور است؟ مدیر گفت: خوب است.
- بیشتر چه کتاب‌هایی فروش دارد؟
- ادبیات و کتاب‌های دانشگاهی.
- رمان؟
- فروش رمان خوب است.
موقع بیرون آمدن از نشر نی آقا به قفسه‌ای اشاره کردند که: اینها چیست؟ گفتند: نمایشنامه. آقا گفتند: اینها را هم می‌خرند؟ گفتند: بله. کما بیش. بیشتر دانشجوهای هنر.
 
بیرون از نشر نی و قبل از نشر چشمه آقای مهدوی راد رفت جلو و سلام کرد. آقا با لبخند خوش‌وبش کردند و پس از چندکلامی که رد و بدل شد، گفتند: بچرخید بین کتاب‌ها و کیف کنید.


برچسب ها: رهبر انقلاب، نمایشگاه کتاب، 1394،
[ دوشنبه 16 شهریور 1394 ] [ 05:27 ق.ظ ] [ درویش ]